الفيض الكاشاني
586
ترجمة الحقائق ( فارسى )
را پوشيد ، پس يوسف گفت : چه حالت است تو را ، آيا از ملاحظهء جمادى شرم مىكنى و از ملاحظهء پادشاه جبّارى شرم نمىكنى ؟ ! و در حديث قدسى وارد شده : جز اين نيست كه ساكن بهشت عدن مىشوند كسانى كه هرگاه قصد معصيت نمودند متذكّر عظمتِ من مىشوند و ملاحظهء مرا مىنمايند و كسانى كه پشتهاى ايشان از ترسِ من منحنى شده ، به حقّ عزّت و بزرگوارىِ خودم قسم مىخورم كه قصد عذاب مردم روى زمين را مىكنم و هرگاه نظر كردم به قوم گرسنه و تشنهاى كه از ترس من روزه داشتهاند عذاب را از مردم مىگردانم . و اين معرفت هرگاه يقين شود - يعنى خالى از شكّ باشد - و بعد از آن بر قلب مستولى شود دل را به نزد « 1 » خود مىكشد و جبر مىكند آن را بر ملاحظه و مراعات جانب كسى كه بر وى مطّلع است و تمامى همّت را صرف آن مىكند و مراقبهء صاحبان يقين دو درجه دارد : يكى : مراقبهء مقرّبان است و اين ملاحظهء تعظيم و جلالت است . و آن عبارت است از آنكه دل مستغرق ملاحظهء آن عظمت باشد و در تحت هيبت آن شكسته و افتاده باشد و گنجايش التفات به غير نداشته باشد . و اين كسى است كه همّتِ آن يك همّت شده باشد و [ m . a 138 ] خداى عزّ وجلّ ساير همّتهاى وى را كفايت نموده باشد . دوم : مراقبهء پرهيزكاران است كه اصحاب يَمينند . و اينها قوميند كه يقين اطّلاع خدا بر ظاهرها و باطنها بر ايشان غالب است امّا ملاحظهء جمال و جلال خدا ايشان را مدهوش نساخته ، بلكه دلهاى ايشان بر حدّ اعتدال است و وسعت التفات به احوال و اعمال و ملاحظهء آنها مىدارد . و حيا از خدا بر ايشان غالب گرديده و اقدام بر طاعتى
--> ( 1 ) . نزد / a نزديك .